تبليغاتX
آينه
دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386
آينه آن روز که گيری به دست...

مواقعی که از چيزی خوشحال می‌شوم، تمام عضلات صورتم به خنده باز می‌شود، گوشه‌ی چشمانم چين می افتد و گونه‌هايم برجسته‌تر از هميشه و صورتم مهربان‌تر از هميشه می‌شود.
وقت‌هايی که با کسی دعوا می‌کنم، صدايم می‌لرزد، احساس می‌کنم صورتم کش آمده، گونه‌هايم خالی شده، دماغم فرو افتاده‌تر از هميشه است و چشمهايم کوچک شده.
وقت‌هايی که دروغ می‌گويم، احساس می‌کنم چشم هايم چپ می‌شوند، نگاهم به من خيانت می‌کند، جمله‌هايم بی سر و ته می‌شوند.
وقت‌هايی که تحقير می‌شوم، احساس می‌کنم عضلات صورتم کش می‌آيند. صورتم دراز می شود، لبهايم کج و کوله می‌شوند و پلک چشم‌هايم به پايين می‌افتد.
وقت‌هايی که خوابم می‌آيد، شبيه کامپيوتری هستم که هنگ کرده.
وقت‌های شنا، با نهنگ عظیم‌‌الجثه‌ای هم‌ذات‌پنداری می‌کنم: با هر بار بيرون آمدن سرم از آب هوا می‌گيرم و زير آب که می‌روم احساس نهنگی‌ام  امر را به من مشتبه می‌کند که می‌توانم مدتها زير آب بمانم و معمولاً به حالت خفگی سرم را از آب بيرون می‌آورم.
وقت‌هايی که تار می‌زنم، بدجور با مطربان شعر حافظ هم‌ذات‌پنداری می‌کنم.
وقت‌هايی که خسته‌ام، شبيه ژنده‌پوش‌ها می‌شوم، وقت‌هايی که زياد فکرم مشغول است شبيه آلزايمری‌ها، وقت‌هايی که کاری را اشتباه انجام می‌دهم، شبيه پيرزن چروکيده و بداخلاقی که مدام تکرار می کند، مگر بهت نگفتم؟ و وقت هايی که بی حوصله‌ام و نق‌نقو و کسل، شبيه زشتی می‌شوم، زشتی مطلق!
وقت‌هايی هست که بی‌خود می‌شوم، بی‌خود و نه از خود بی‌خود! که معنايش هست بی‌فايده و مزخرف. اين جور مواقع نزديکم نبايد شد. این شامل وقت‌هايی است که -مثل الان- بايد کاری انجام دهم، مقاله‌ای بخوانم يا بنويسم، و وبلاگ می‌خوانم یا می‌نویسم!

دوشنبه هجدهم تیر 1386
چو خيال تو در آيد به دلم رقص‌کنان
خوابم يا بيدار؟ تصوير محو تو با تصوير خودم در آينه به‌هم می‌پيچد و يکی می‌شود، من تو‌اَم انگار، يا تو منی؟
مستم من يا هشيار؟ اين چه زبانی است که به آن با تو حرف می‌زنم و حرف دل می‌گويم؟ می‌دانم که می‌فهمی و می‌دانی که می‌فهمم؛ عشق زبان مشترک همه‌ی دلهاست. حتی اگر صدايش، خواب برکه‌های آرام را نشکند، اين سکوت این بغض فروخفته ديری است که رازش را بر تو آشکار کرده. چرا می‌گريم من؟ می دانم که شادم از ديدارت، اما چرا گونه‌هايم خيس است؟ چرا نفس‌هايم به شماره افتاده، اين لرزش دست و دل از چيست؟ مگر نه اينکه حضورت آرامش است و رهايی؟
احساس می‌کنم آتش گرفته‌ام، ذوب می‌شوم انگار. احساس می‌کنم ابعاد تنم تغيير می‌کند، پوست می‌ترکانم انگار، وسيع می‌شوم، کوچک می‌شوم، نرم می‌شوم مثل ابر، بال در می‌آورم، ذره ذره می‌شوم، پخش می‌شوم، جاری می‌شوم، من نه منم.

تکه‌تکه‌های بدن مسخ شده‌ام را به هم می‌چسبانی با عشق، دست‌هايت را حس می‌کنم دور تنم، شکل می‌دهی مرا، يک‌پارچه می‌شوم، چه زيبا شده‌ام من. چه زلال است تنم.

چهارشنبه ششم تیر 1386
گلچين

همه چيزمان بايد به همه چيزمان بيايد...

مردم،
گروه ساقط مردم
دلمرده و تکيده‌ و مبهوت...


مديرعامل
مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی ایران: "شنیده ایم که دو تا سه جایگاه را آتش زده اند." بی بی سی

رييس مجلس
محمدرضا باهنر در خصوص به تعويق انداختن تعطيلات تابستانی نمايندگان برای پيگيری موضوع بنزين، گفت: اگر نماينده‌ها ضروری می‌دانند (كه خود من ضروری نمی‌دانم) كه هفته‌ی آينده جلسه داشته باشيم از نمايندگان نظرخواهی می‌كنيم كه تعطيلات ما به تعويق بيافتد. ایسنا

وزير نفت
وزیر نفت در گفتگوی ویژه خبری به تصاویر صفوف بنزین لبخند می زند و به این طرح بی نظیر ایران در جهان می بالدوبلاگ: عشق صلح درک متقابل

فوتبال
روزنامه ۹۰ مدعی شد که محمد مایلی کهن به زودی به باشگاه پرسپولیس اضافه خواهد شد. این روزنامه نوشت که مایلی کهن یا سرمربی پرسپولیس خواهد شد یا جانشین انصاری فرد در هیات مدیره می شود. بی بی سی

خبرگزاری
مشترک گرامی!
بعلت بار بسيار زياد بر روی سرور، در حال حاضر امکان پاسخگويی وجود ندارد
. خبرگزاری دانشجويان ايران - ایسنا

پی نوشت:
به شخصه معتقدم که سهميه بندی بنزين طرح خوب و لازمی است: کمی صبر و مدارا نياز است و تمرين و آموزش، اما آينده روشنتر از حال است.