تبليغاتX
آينه
پنجشنبه هشتم آذر 1386
برای آزاده
دلتنگيهای آدمی را باد ترانه‌ای می‌خواند،
روياهايش را آسمان پرستاره ناديده می‌گيرد،
و هر دانه‌ی برفی به اشكی نريخته می‌ماند.

سكوت سرشار از سخنان ناگفته است،
از حركات ناكرده،
اعتراف به عشقهای نهان،
و شگفتی‌های بر زبان نيامده.
در اين سكوت حقيقت ما نهفته است،
حقيقت تو و من!

برای تو و خويش چشمانی آرزو می‌كنم
كه چراغ‌ها و نشانه‌ها را در ظلماتمان ببيند،
گوشی كه صداها و شناسه‌ها را در بی‌هوشيمان بشنود،
برای تو و خويش
روحی كه اين همه را در خود گيرد و بپذيرد،
و زبانی
كه در صداقت خود ما را از خاموشی خويش بيرون كشد
و بگذارد از آن چيزها كه در بندمان كشيده‌است، سخن بگوييم.