تبليغاتX
آينه
چهارشنبه دهم بهمن 1386
روزهای بی‌اديتور فارسی‌!
 حرفهايی هست که می‌خواهم بگويم اما تنبلی‌ام می‌آيد و دست و دلم به اين طور تايپ کردن نمی‌رود: اديتور فارسی ندارم روی کامپيوتر جديد، نصب هم نمی‌شود کرد طبق قوانين جديد موسسه. حالا محض ابراز وجود يک روزمره می‌نويسم قربت الی الله.

این روزها که تند تند می‌گذرد سعیم در مجاب کردن خودم است برای شروع درس و آماده شدن برای جلسه‌ی دفاع. طبق قوانين آلمان جلسه‌ی دفاع شامل ارائه کردن پايان نامه است و پرسش و پاسخ. اما نکته‌ی هيجان‌انگيزش اينجاست که پرسش‌ها لزوما مربوط به کار انجام شده نيستند، لطفاً! يعنی يک عضو هيات داوران می‌تواند راجع به هر چيزی که فکر می‌کند يک فارغ‌التحصيل باید بداند بپرسد. بنابراين آماده شدن برای جلسه‌ی دفاع می‌تواند شامل يک دوره‌ی کامل و جامع از اول دبستان و ماقبل آن باشد و همينطور می‌تواند با تکيه‌ی صرف به احساس درونی و پيشگويی، شامل بخشهای منتخب از تحصيل باشد. واضح و مبرهن است که بنده راه دوم را می‌خواهم در پيش بگيرم. اما نمی‌دانم چرا اين حس درونی ياری نمی‌کند و تنبلی ذاتی گولش می‌زند و می‌گويد: هيچکدام از اينها را لازم نيست بلد باشی؛ وبلاگ بنويس!