گيرم که میزنيد
گيرم که میکشيد
با رويش ناگزير جوانه چه میکنيد؟
لال شدهام من، چه بنويسم که حسم را بيان کند وقتی حتی همين اسم بلاگفا مرا ياد حجم عظيمی از نفرت میاندازد، نفرتی که قلب و ذهن هيچکداممان، شبيخونش را پيش بينی نمیکرد.
کاش برزخ اين روزها خواب باشد، کاش بيدار شويم، کاش بيدار شوند.
کاش بيدار شويم و ببينيم برگشتهايم به زمین پاک و دوست داشتنی و آرام خودمان، نه اين دوزخ بوی خون و دود گرفته.
کاش بيدار شوند و ببينند خود بيشتر از ما در هيمهی دوزخ خودکردهشان خواهند سوخت.
