وبلاگهای بقيه رو که میخونم تعجب میکنم که چه جوری ميرسن اينقدر زودزود آپديت کنن و راجع به همهچی اينقدر راحت بنويسن. خودم با وجودی که موضوع برای نوشتن زياد دارم، از بچگی هم نوشتن برام خيلی لذتبخش و هيجانانگيز بوده و هيچ مشکلی با نفس نوشتن نبايد داشته باشم، اما نمیتونم حرفهامو و ذهنياتم رو تو اين صفحه بیارم و این بدجوری حرصمو در مياره. فکر کنم يک دليلش اينه که من اينجا صفحه کليد فارسی ندارم و نوشتن توی اديتورهای فارسیساز و بعد غلطگيری متن و رعايت نيمفاصله و اصول نوشتاری (با اين وسواسی که من دارم) کلی وقت ازم ميگيره و منصرفم ميکنه از نوشتن. شايد هم دليل ديگهاش اينه که هنوز با وبلاگم راحت نيستم. خيلی بيشتر از اونچه که بايد محتاطم راجع به چيزهايی که ميخوام اينجا بنويسم... هر چند که تعداد کسانی که منو ميشناسن و اينجا رو ميخونن (و اصلاً تعداد کل خوانندههای اينجا) خيلی کمه، اما باز برای خودم قوانين سانسوری شديدی وضع کردم!
الان هم گفتم اينا رو بنويسم که کم کم خودمو عادت بدم و دست از اين رويه بردارم. بالاخره بايد از يک جايی شروع کنم که با وبلاگم صميمی بشم!