يک بار در عمرمون طرفدار آلمان بوديم ها!!!
خلاصه که خيلی دلم برای آلمانیها سوخت... نصفهشب چند تا آلمانی مست که برميگشتند خونه، از زير پنجره خونه ما رد ميشدند و آواز ميخوندند که: مامان، ما داريم ميايیم خونه! (به جای: برلين، ما داريم مياييم!)
ضمناً توی يه وبلاگی ديدم که ابراز خوشحالی کرده بود از باخت اين آلمانیهای فاشيست... فاشيست؟؟! من تا حالا ملتی رو نديدم اينقدر با شخصيت و منطقی با شکستشون برخورد کنن، چه از اون بازيکنها که حتا بعد از بازی هم با ايتاليايیها دست ميدادند و لباس عوض ميکردن، چه از تماشاگرها که کوچکترين حرکت ناشايست و پرخاشگریای نکردن، چه مجری تلويزيون که بلافاصله بعد از بازی، برد ايتاليا رو بهشون تبريک گفت... ولی برعکس بعضی از طرفدارهای ايتاليا، آبروی هر چی فوتبال و تماشاگر هست رو بردن: جايی که ما فوتبال رو نگاه ميکرديم، در طول بازی، ايتاليايیها تنها کسانی بودند که مدام فحش ميدادن و تف میانداختن و مسخره ميکردن و داد ميزدن، بلافاصله بعد از بازی هم يه دختری از بين جمعيت رفت روی ميز و شروع کرد تاپلس رقصيدن و هوار کشيدن و انگشتش رو به آلمانیها نشون دادن... .
خلاصه خوب شد معنای فاشيست رو هم فهميديم!