تبليغاتX
آينه
چهارشنبه چهاردهم تیر 1385
آلمان!
يک بار در عمرمون طرفدار آلمان بوديم ها!!!
خلاصه که خيلی دلم برای آلمانیها سوخت... نصفه‌شب چند تا آلمانی مست که برميگشتند خونه، از زير پنجره خونه ما رد ميشدند و آواز ميخوندند که: مامان، ما داريم ميايیم خونه! (به جای: برلين، ما داريم مياييم!)
ضمناً توی يه وبلاگی ديدم که ابراز خوشحالی کرده بود از باخت اين آلمانی‌های فاشيست... فاشيست؟؟!  من تا حالا ملتی رو نديدم اينقدر با شخصيت و منطقی با شکستشون برخورد کنن، چه از اون بازيکن‌ها که حتا بعد از بازی هم با ايتاليايی‌ها دست ميدادند و لباس عوض ميکردن، چه از تماشاگرها که کوچکترين حرکت ناشايست و پرخاشگری‌ای نکردن، چه مجری تلويزيون که بلافاصله بعد از بازی، برد ايتاليا رو بهشون تبريک گفت... ولی برعکس بعضی از طرفدارهای ايتاليا، آبروی هر چی فوتبال و تماشاگر هست رو بردن: جايی که ما فوتبال رو نگاه ميکرديم، در طول بازی، ايتاليايی‌ها تنها کسانی بودند که مدام فحش ميدادن و تف می‌انداختن و مسخره ميکردن و داد ميزدن، بلافاصله بعد از بازی هم يه دختری از بين جمعيت رفت روی ميز و شروع کرد تاپ‌لس رقصيدن و هوار کشيدن و انگشتش رو به آلمانی‌ها نشون دادن... .

خلاصه خوب شد معنای فاشيست رو هم فهميديم!