
بعد از اون کمی عاقلتر شده بودم سعی میکردم با گفتمان روی مردهای اطرافم تأثير بگذارم. ۲۱ سالم بود که عاشق 'B' شدم. آدمی از يک خانواده سنتی با مؤلفههای مذهبی، يک مردسالار حرفهای، از اونا که زن رو ناقصالعقل میدونن و فقط مناسب آشپزی و سبزی پاککردن و غيبت! حالا اين مدل تحصيلکردهاش بود که با کلی انصاف! ميگفت ۹۹ درصد زنها اينجوريند و تو استثنا هستی... بماند که بهخاطر دوستی با چنين آدمی چقدر موجب دراومدن شاخ رو کله اطرافيانم شده بودم، به خصوص برای اونايی که سابقه ذهنی از به اصطلاح فمينيستبازیهای من داشتند. در طول یک سال دوستی با تمام وجود سعی کردم که نگرش و رفتار اين آدم رو تغيير بدم، چه به اين اعتقاد داشتم و دارم که تنها راه حل اصلاح جامعه بيمار، نه تغيير حکومت ناسالم، بلکه تغيير تکتک ذهنهای مشکلدار و ناسالم اون جامعه هستش (از جمله خودم!). میپنداشتم که بايد بتوانم روی اطرافيانم تأثير داشته باشم. اما موفقيت چندانی نداشتم. و حتی میديدم که به خاطر عشق چقدر حاضر شدهام از خواستههايم کوتاه بيايم: شده بودم سمبل زندگیای که هميشه به باد انتقاد میگرفتم: سازش و مدارا...
آممممما من اون ماهیای نبودم که دوست داشته باشه در مسير جهت آب شنا کنه!!!
به هر حال، شکست نسبتا بزرگی بود اين رابطه و فرجامش، اما خوش اقبال بودم که پايان اين رابطه هم زمان شد با شروع زندگی جديد در آلمان و آشنا شدن با يک سيستم نسبتا! غير مريض... روزهای سختی رو پشتسر گذاشتم اما میديدم که اعتماد به نفس و اميدم برای تغيير و اصلاح دوباره برگشته سر جاش! آشنايی و تجربه دوستی و زندگی با 'C' (که بسياری از داشتههايم رو مديون اويم) از يکطرف و بالاتر رفتن سنم و آموختن تجربههای روابط سالم و برابر انسانی در محيط کار و زندگی و جامعه از طرف ديگر شناخت کاملتری از خودم و خواستههايم رو برايم به ارمغان داشت و همه و همه باعث شد که دوباره به ضرورت تلاش و تلاش و تلاش و از پانايستادن برای دستيابی به جامعهای کم و بيش ايدهآل با حقوق و ارزش برابر برای همه انسانها برسم. تلاشی که سعی کردهام و میکنم در سرلوحه برنامهها و هدفهايم قرار داشته باشد.
ثمره ديگر اين 'C' شناخت آدمها و گروههايی است که چه خستگیناپذير برای احقاق چنين جامعه ايدهآلی تلاش میکنند. در چند سال گذشته که ايران نبودم و اخبار فعاليتهای اونها (و حرکتهای مشابه اون) رو میخوندم، بيشتر از هر زمان ديگهای آرزو میکردم که در کنارشون میبودم.... حالا اين وبلاگ نوپا فرصتی بهم داده که تو روز زن بهشون به خاطر اين همه تلاش خسته نباشيد بلند بگم و اميدوار باشم که تعداد اينجور آدمها روز به روز تو مملکتم بيشتر بشه.