
ميان خورشيدهای هميشه
زيبايیی تو
لنگری ست ــ
خورشيدی که
از سپيده دم
همه ستارگان
بینيازم می کند.
نگاهات
شکست ستمگری ست ــ
نگاهی که عريانیی روح مرا
از
مهر
جامهيی کرد
بدانسان که کنونام
شب بی روزن هرگز
چنان نمايد که
کنايتی طنزآلود بوده است...
«احمد شاملو»