
گاهی وقتها آنقدر دلم هوايت را ميکند که در سينهام جا کم میآورد.
گاهی وقتها آنقدر هوس بوييدنت کلافهام ميکند که نفسم بالا نمی آيد.
گاهی وقتها آنقدر بیتاب آغوشت ميشوم که پاهايم برای روی زمين ايستادن کم میآورند.
گاهی وقتها آنقدر نوشتهای يا صدايی يا رنگی تو رو به خاطرم میآورد که خاطرم از هرچه هست و نيست تهی ميشود و تنها تو ميمانی
گاهی وقتها ...
و چقدر تو دوری برای همهی وقتهای خواستن!