
يعنی ما وقتی ميگوييم زندگی مشترک، چيزی حدود ۲۰٪ از وقتمان را به اشتراک ميگذاريم و ۸۰٪ خودمان تنها هستيم. در مورد فرزندان و پدر و مادر و بقيه اين عدد طبيعتاً کمتر خواهد شد. و اين خوشبينانهترين حالت است، يعنی از ۲۵ تا ۶۰ سالگی با يک نفر همراه باشيم (جدايی، مرگ، پيدا نکردن شخص مورد علاقه، ... را در نظر نگرفتم).
غمگينانه است، نه؟
البته تنهايی لزوماً بد نيست، قرار هم نيست تمام لحظههای عمر هم به يک نفر وابسته باشيم، اما اين حساب و کتابها خوب است برای اينکه آدم تکليفش را بداند (اوه اوه چه خشن!) و اينکه اگر قرار است اين مسير پرپيچ و خم را با همهی مشکلات، تقريباً تنها به دوش بکشد، بيشتر روی خودش و تواناييهايش کار کند و ''جويای راه خويش باشد''. زيادی روی آدمها و رابطهها سرمايهگذاری نکند، از حساسيتهایش بکاهد و اين يک دم عمر را سخت خوش بدارد.
صحن بستان ذوقبخش و صحبت ياران خوش است
وقت گل خوش باد کز وی وقت ميخواران خوش است
نيست در عالم خوشدلی ور زانکه هست
شيوهی رندی و خوشباشی عياران خوش است