تبليغاتX
آينه
سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385
شايد كه عمل كنيم...
معمولاً از اينکه ايميلهای فرواردی را در وبلاگم کپی/پيست کنم، خنده‌ام میگرفت.
اما اين نوشته‌ی ساده، خيلی به دلم نشست. به خصوص اين روزها که بحث تکراری ۲۵۰۰ سال فرهنگ و تاريخ و تمدن و نژاد برتر آريايی و کهتر عرب! و لزوم برگشت به ريشه و باليدن به اين فرهنگ (که بعضيها سخاوتمندانه و از کيسه‌ی خليفه! قدمتش را تا ۷۰۰۰ سال هم زیاد کرده‌اند) را بسيار ميشنويم.
دوست دارم با شما دوباره خواندش را شريک شوم، هر چند ممکن است خيلی قديمی و تکراری باشد.

«شايد كه عمل كنيم:
تفاوت كشورهای ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست. برای مثال كشور مصر در مقایسه با كانادا، نيوزيلند و استراليا.
تفاوت كشورهای فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعی قابل استحصال آنها هم نيست: ژاپن!

سطح هوش  و فهم، نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجرانی كه در كشور خود برچسب تنبلی می‌گيرند، در كشورهای اروپايی به نيروهای مولد تبديل می‌شوند.

تفاوت در رفتارهایی است كه در طول سال‌ها فرهنگ و دانش نام گرفته است. وقتی كه رفتارهای مردم كشورهای پيشرفته و ثروتمند را تحليل می‌كنيم، متوجه می‌شويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگی خود پيروی می‌كنند:

- اخلاق به عنوان اصل پايه
- وحدت
- مسئوليت پذيری
- احترام به قانون و مقررات
- احترام به حقوق شهروندان ديگر
- عشق به كار
- تحمل سختی‌ها به منظور سرمايه‌گذاری روی آينده
- ميل به ارائه كارهای برتر و فوق‌العاده
- نظم‌پذيری

اما در كشورهای فقير تنها عده قليلی از مردم از اين اصول پيروی می‌كنند. ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبيعي نداريم يا اينكه طبيعت نسبت به ما بيرحم بوده‌است. ما فقير هستيم براي اينكه رفتارمان چنين سبب شده‌است. ما برای آموختن و رعايت اصول فوق كه (توسط كشورهای پيشرفته شناسايی شده است) فاقد اهتمام لازم هستيم.»

عجيب نيست که اين اهتمام و پشتکار برای يادگيری رو در مورد اقتباس فرهنگ يا رسمی مثل ولنتاين به بالاترين و بهترين وجه ممکن از خود بروز ميدهيم؟!