تبليغاتX
آينه
چهارشنبه دوم اسفند 1385
جوک؟

. آقای احمدی نژاد: «دسترسی به انرژی هسته‌ای کشور را پنجاه سال به پيش می برد»!!!
«انرژی هسته‌ای به قدری برای پيشرفت و عزت کشور مهم است که می ارزد ما در دو برنامه پنج ساله هيچ کاری در کشور انجام ندهيم و از ظرفيت انرژی هسته ای به طور کامل بهره ببريم»

. من ميخواهم در وبلاگ مطلب سياسی، غمگين، انرژی گيرنده و منفی بينانه ننويسم، نميشود. آقا من خسته شدم از بس هر روز به خاطر کشورم با همه بحث کردم، اينقدر که شکرخوردن آقايان را توجيه کردم. يک روز بايد با همکار آلمانی-افغانی‌ام بحث کنم به خاطر اين که ميگويد از ايران متنفرم و دليلش را هم احمدی نژاد ذکر ميکند. يک روز بايد به رييسم که دهانش بعد از ديدن گزارشی از اتوبوس‌های ايران و جداسازی خانم ها و آقايان باز مانده، راجع به فقر فرهنگی و جامعه‌ی بيمار توضیح بدهم. يک روز بايد حرفهای به شوخی گفته شده‌ی دوستان در مورد سلاح اتمی که ما (يعنی خود من و فک و فاميلم لابد) در کشورمان توليد کرده‌ايم، را به شوخی برگزار کنم و دم برنياورم.
ميشه بسه؟ يعنی واقعاً ميشه؟!

. ای خدايا، من چه گناهی به درگاهت کرده بودم که بايد مستحق اين عذاب باشم؟
اينو همه ميدونند، به خصوص دوستان پلی‌تکنيکی، که درس شيمی فيزيک، با استاد ارجمند، دکتر «م»، به تنهايی بزرگترين کابوس دوره‌ی تحصيلی دانشجويان شيمی و پليمر بود، ( و احتمالاً هنوز هم هست). که در دانشکده‌ی ما، به خاطر هر چه وسيعتر کردن ابعاد اين فاجعه، استاد حل تمرينی برای اين درس گمارده‌شده‌بود که زیارت ايشان و رويت وجنات و سکنات آن عزيز، برای انزجار دائمی از هر چه شیمی-فيزيک و دياگرام فازی و پتانسيل شيميايی، بود و هست، کفايت ميکرد...
اونوقت من؟ حل تمرين و تدريس شيمی فيزيک؟ آن هم به زبان آلمانی؟! شوخی ميفرمايد!
سوال برايتان ايجاد شده که چه به سر من آمده که برای اين شکرخوردن اقدام کرده‌ام؟ خودم هم دقيقش را نميدانم، ولی به احتمال زياد، ترکيبی از عوامل زير موثر بوده است:
- برخورد يک جسم سخت به ناحيه‌ای از مغز که مسوول تصميم‌گيری و آينده‌نگری است.
- تحت تأثير احساسات زودگذر قرار گرفتن بعد از جلسه‌ی دفاع همکارم تاتيانا، که بسيار شيمی-فيزيک بدانست و بالاترين نمره‌ی ممکن را اخذ همی کرد، و تحريک عصب حسادتی اینجانب.
- جوزدگی و بی‌جنبگی ناشی از تعريف و تحسين استاد مربوطه در جلسه‌ی توجيهی از زبان آلمانی بنده بعد از چه‌چه زدن دو جمله‌ی «سلام و نام من فلانی است» از جانب من مر ايشان را.
- عوامل خارجی و توطئه‌ی استکبار جهانی.

ولی در عوض دانشجويان عزيز ترم آينده‌ی دانشگاه پتسدام، آی خواهند خنديد، آی خواهند خنديد...