احسان عزيز، چندی پيش از من خواستهبود راجع به تأثيرگذارترينهای زندگيم بگويم.
کار آسانی نيست، بايد زندگی را مثل يک تابع خطی ببينی که شرايط (يا رفتارش) با زمان تغيير نمیکند و بعد، آن را برونيابی کنی و شيب و عرض از مبدأ، يا همان نتايج بازی تأثيرگذاری و آرزو ها را دربياوری. حرفم اين است که هر لحظه از زندگی آدم، -حداقل در مورد من- تحت تأثير مولفههايی متغیر با زمان است: همنشينان مقطعی و دوستان موقتی، آموختههای گذرا از محيط و جامعه و غيره.
اصلا کار راحتی نيست: کل کار علم حول اين محور میچرخد که عوامل موثر بر يک پديده را بررسی کند، در مورد آدمها هم همين است: میتوانی تاثيرها را طبقهبندی کنی به ژن فردی و خانواده و جامعه و دوستان و ... و همين طور پيش بروی تا مثلا ماه تولد و آب و هوا و رطوبت محيط حتی! همين طالعبينیها يا پيشگويیهای شخصيت، ديدهای که چه طور گاهی وقتها حرفهايشان کاملاً درست از آب در میآيد؟ و ما متعجب میشويم که چه طور از يک رقم تاريخ تولد، میشود اين دادهها را درآورد؟ طبق تحقيق ميدانی و حدسيات من! قضيه بايد همان تاثير آب و هوا بر خصوصيات فردی باشد. فکر می کنم مثلا اگر متولد ماه مهر در نيم کرهی شمالی باشی، ممکن است شخصيت يا رفتارهايی تقريباً مشابه با آنچه در طالعبينی گفته شده داشتهباشی، اما اگر در نيم کرهی جنوبی به دنيا آمده باشی، همان حرفها صدق نکند.
در مورد خودم، اگر بخواهم جمعبندی غير ايدهآلی کنم، شايد پنجاه درصد شخصيتم تحتتأثير خانواده و جامعه و کتابهايی که خواندهام و آدمهايی که ديدهام باشد، که همان طور که گفتم در هر مقطع زمانی متفاوت بودهاند. پنجاه درصد بقيه هم خودم، يعنی ژن فردی و انديشههايم و جهانبينی نتيجه شده از آن. البته اولی و دومی از هم تفکيکشدنی نيستند.
مثالهای شاخص در مورد اول که الان به ذهنم میآيد اينها هستند:
- تفکر استبدادی جامعه از مردسالاری بگير تا ايدئولوژیهای زورکی قالب شده در مدرسه و دانشگاه و محل کار.
- جنگ...
- کرم کتاب بودن به معنای واقعی کلمه و خواندن و خواندن.
- و از آدمها: مادرم، دايیهايم، دوستانم، سعيد.
همهی اينها را جمع کنی، میشود تازه نصفی از من!