صبور و اميدوار
البته بحث داريم تا بحث! نه کسی احساساتی میشود، نه کسی عقيدهی ديگری را مسخره میکند و نه کسی کانديدايی را به عرش اعلاء میبرد. اکثر افراد کانديداها را از روی حزبشان میشناسند و انتخاب میکنند و حزبها هم تاريخچهی صد ساله دارند و عملکرد و چشمانداز معين. آن يکی راست افراطی است و آين يکی چپ افراطی و دو سه تا اين وسط و يکی هم طرفدار محيط زيست. میدانی که شعارهايشان تا چه حد واقعی است و حيطهی قدرتشان تا کجاست.
همکارم رو به من میکند و میپرسد، خب پانته آ، بگو ببينم نظرت راجع به انتخابات آلمان چيست؟
من، با خندهی مصنوعی: نظری ندارم.
اصرار میکند که پس فکر نکردهای که اگر میتوانستی رای بدهی به که رای میدادی.
من، با لبخندی آماسيده بر صورت: فکر که چرا، اما اسم رای که میآيد ياد همان يک باری که رای دادم میافتم که بدجور دردآور بود!
اين روزها تلويزيون تبليغی نشان میدهد برای ترغيب مردم به رای دادن. و آخرش میگويد که نظر تو مهم است، و رای تو شمرده میشود. بيشتر از آنچه فکرش را بکنی!
و به گذشتهی آلمان میاندیشم، به جنگ، به نابودی ديکتاتورها، به فروريختن ديوارهای ايدئولوژی، و به جايی که امروز ايستادهاند. و فکر میکنم که بايد صبور باشيم...و اميدوار، و بيدار!


