مبانی پيچيده‌ی فيزيکی‌اش را که کنار بگذاريم، قرار است اين آزمايشها، فرضيه‌ی پيدايش جهان را تاييد کنند: برخورد ذره‌های حامل انرژی به سادگی برخورد توپ‌های بيليارد، و تبديل بسته‌های انرژی به جرم، و پيداش جهان ما! به ساده‌ترين زبان ممکن، همه‌ی اين هزينه‌های وحشتناک سرسام آور و دستگاه و سيستم غير قابل تصور، برای اين است که لحظه‌ی تشکيل جهان بعد از "انفجار بزرگ" را شبيه‌سازی کنند و نشان دهند، پيدايش جهان تصادفی بيش نبوده: يعنی اگر هر کدام از اين فاکتورهای انرژی، مومنتوم، کيفيت جرم و نسبت جرم ذرات برخورد کننده، اندکی متفاوت بود، نه ما بوديم و نه جهانی.
حالا چرا من اينقدر هيجان‌زده هستم؟ برای اينکه طبق همين فرضيه‌ها و قوانين پيچيده، اين برخورد ذرات شتاب گرفته‌ی پروتونی ممکن است (احتمال خيلی ضعيف اما خيلی ترسناک است) به پيدايش سياهچاله‌ی بی‌نهايت ظريفی منجر شده باشد. و اگر و فقط اگر اين سياهچاله آنقدر رشد کند که جهان ما را در بر بگيرد (و اين اتفاق می‌افتد بدون آنکه ما بفهميم) پايان جهان آغاز ميشود، کم کم بدن ما نيروی عظيم جاذبه‌ی درون ابر سياهچاله را حس خواهد کرد: يعنی از دو طرف فشرده خواهد شد و از بالا و پايين کشيده، مثل يک رشته‌ی اسپاگتی.
تصوری که حتی از فيلمهای تخيلی جنگ ستارگانی هم وحشتناک‌تر است، و خيالتان راحت، که بنا به گفته‌ی پژوهشگران اتفاق نخواهد افتاد. اما بازار شايعه داغ است و علم هيجان انگيز!
لینک: ۱و ۲ و ۳  و آزمایش فرضیه پیدایش جهان آغاز شد.