تولدت مبارک
خواهر داشتن، بهترين اتفاقی بود که در زندگی يک دختر هفت ساله ممکن بود بيفتد، که اتفاق افتاد و تو متولد شدی خواهرکم. انگار همين ديروز بود که آمدی پيچيده در آن پتوی زرد و آبی و صورتی و چه کوچک بودی و من چه بزرگ بودم در برابرت. و قول دادم به خودم که خواهر بزرگت بمانم. نمی دانم چقدر بزرگ بودهام، اما خوب میدانم که خيلی چيزها از تو ياد گرفتهام (حالا بماند که در رقص ياد گرفتن بیاستعداد بودهام!) و حضورت هنوز بهترين اتفاق است. باورم نمیشود که بيست و دو ساله شدهای. خوشحالم که بيست و دو سالگيت در خانه میگذرد، نه در ناامنی و تلخی و دوری کوچههای غربت.
تولدت مبارک عزيزم با هيجان و جيغ و داد و بوس و بغل.
تولدت مبارک عزيزم با هيجان و جيغ و داد و بوس و بغل.

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم دی ۱۳۸۷ ساعت 16:25 توسط پانته آ
|